هنر انتخاب شغل مناسب (با حضور دکتر حدیث مجد)

دکتر حدیث مجد - چرا تصمیم گرفتم تخصص ارتودنسی را کنار بگذارم؟ (هنر انتخاب شغل مناسب)

مشاهده در یوتیوب

 

در این اپیزود از پادکست ارتقا، محمدمتین پنجه پور با دکتر حدیث مجد درباره تغییر شغل و هنر انتخاب شغل مناسب گفتگو می کند؛ گفتگویی که از یک تجربه زیسته واقعی شروع می شود و به یک چارچوب کاربردی برای پیدا کردن مسیر شغلی می رسد.

اگر این روزها احساس می کنی از بیرون همه چیز «خوب» است اما از درون رضایت نداری، یا بین چند مسیر مردد مانده ای، یا از شروع دوباره می ترسی، این مقاله خلاصه و جمع بندی نکات کلیدی همین اپیزود است.

این اپیزود برای چه کسانی مفید است؟

اگر یکی از این حالت ها را داری، احتمالاً با این گفتگو ارتباط می گیری:

  • شغلت بد نیست، اما “حس تعلق” نداری و مدام با خودت می گویی: «پس چرا خوشحال نیستم؟»

  • از تغییر می ترسی چون حس می کنی “مسیر قبلی را زحمت کشیده ای” و حیف است رها کنی.

  • نمی دانی نارضایتی ات از “خود شغل” است یا از “شرایط و مهارت ها و محیط”.

  • به چند حوزه علاقه داری و نمی دانی علاقه واقعی کدام است و کدام فقط یک هیجان کوتاه مدت است.

  • از شروع جدید می ترسی چون فکر می کنی “ابرقدرت ها” همه بازار را گرفته اند.

معرفی مهمان: دکتر حدیث مجد (از ارتودنسی تا کوچینگ مسیر شغلی)

دکتر حدیث مجد می گوید مسیر تحصیلی اش دندانپزشکی بوده و تخصص ارتودنسی گرفته، اما بعدها وارد کوچینگ حرفه ای شده و در حوزه کوچینگ مسیر شغلی فعالیت می کند. نقطه مهم داستانش این است: تغییر مسیر برای او یک تصمیم یک شبه نبوده، بلکه یک «سفر» بوده که با شناخت خود، تجربه کردن و نزدیک شدن به معنا شکل گرفته است.

چرا بعضی ها با وجود موفقیت، باز هم احساس رضایت ندارند؟

یک الگوی رایج این است: از کودکی نقش هایی به ما داده می شود؛ بچه درسخوان باید دکتر یا مهندس شود، مسیر “آبرو و خوشبختی” همین است، بقیه گزینه ها ریسک دارند. نتیجه چیست؟ خیلی ها قبل از اینکه خودشان را بشناسند، مسیرشان ساخته می شود.

وقتی این اتفاق می افتد، یک تله هم شکل می گیرد:
هر وقت ناراضی می شویم، به جای اینکه ریشه را بررسی کنیم، به خودمان “جایزه” می دهیم: موفقیت بالاتر، مدرک بالاتر، تخصص، عنوان شغلی سنگین تر… انگار می خواهیم با دستاوردهای جدید، صدای درون را ساکت کنیم. اما اگر مسئله “معنا” باشد، این جایزه ها اثر کوتاه مدت دارند.

قدم اول: نارضایتی را بشنو و دقیق تعریف کن

خیلی ها می گویند: “از کارم ناراضی ام.”
اما تا وقتی ندانیم دقیقا از چه چیزی ناراضی هستیم، تصمیم گیری شغلی تبدیل می شود به یک آشفتگی دائمی.

سه سوال کلیدی که باید با صداقت جواب بدهی:

  1. دقیقا از چه چیزی ناراضی هستم؟
    از وظایف روزانه؟ محیط و فرهنگ سازمان؟ نبود رشد؟ نبود یادگیری؟ درآمد؟ بی معنایی؟ فرسودگی؟ رابطه ها؟

  2. اگر فقط یک چیز تغییر کند و من راضی تر شوم، آن چیست؟
    مثلا نقش کاری، نوع پروژه ها، سبک همکاری، ساعات کار، میزان استقلال، نوع ارتباط با آدم ها…

  3. معیار رضایت من چیست؟
    معیار جامعه و خانواده را کنار بگذار. خودت از یک روز کاری خوب چه تصویری داری؟

این سه پاسخ کمک می کند بفهمی در کدام وضعیت هستی:

  • باید مهارت و استراتژی را در همین مسیر تقویت کنم

  • باید جایگاه یا محیط را در همان حوزه تغییر بدهم

  • باید به تغییر مسیر جدی فکر کنم

قدم دوم: تفکیک صداها؛ صدای من کدام است؟

در ذهن ما صداهای زیادی حرف می زنند: صدای والد، صدای جامعه، صدای ترس، صدای مقایسه، صدای “باید موفق باشی”، صدای “الان دیر شده”… اما صدای مهم تر، همان صدایی است که می گوید: “من واقعا چی می خواهم؟”

یک تمرین ساده:

  • تمام “بایدها”یت را بنویس: باید فلان عنوان را داشته باشم، باید فلان درآمد را داشته باشم، باید فلان مسیر را ادامه بدهم…

  • کنار هر “باید” بنویس: این از کجا آمده؟ تجربه و ارزش من؟ یا تایید دیگران؟

هدف این نیست که صداهای بیرونی را حذف کنی؛ هدف این است که اسیرشان نشوی.

شغل مناسب یعنی چه؟ معیارهای واقعی را جایگزین معیارهای رایج کن

وقتی می گوییم “شغل خوب”، خیلی ها ناخودآگاه می روند سراغ پرستیژ، امنیت، درآمد، دیده شدن… اما این ها همیشه رضایت نمی سازند. برای رضایت پایدار، سه معیار مهم تر وجود دارد:

1) احساسات مثبت در جریان کار

نه اینکه هر روز عالی باشد، اما در مجموع حس کنی انرژی می گیری نه فقط مصرف می شوی.

2) تجربه فلو (غرقگی)

زمانی که درگیر کار می شوی و گذر زمان را کمتر حس می کنی.
یک علامت هشدار هم این است: هرچقدر از کار دورتر می شوی، کمتر دلت می خواهد برگردی.

3) معنا (مهم ترین معیار)

این سوال تعیین کننده است: این کار چه معنایی برای من دارد؟
معنا برای هرکسی متفاوت است: کمک کردن، ساختن، خلق کردن، آموزش، اثرگذاری، حل مسئله، رشد دادن دیگران… نکته مهم این است که معنا را نباید فقط در مشاغل “پرآوازه” جستجو کرد. خیلی از کارها، به شکل های مختلف کیفیت زندگی آدم ها را بهتر می کنند.

علاقه واقعی یا هوس؟ بدون تجربه، تصمیم قطعی نگیر

بعضی علاقه ها فقط در ذهن قشنگ اند، چون تصویری که از یک شغل داریم واقعی نیست؛ از فیلم ها، شبکه های اجتماعی یا حرف مردم آمده. اما علاقه واقعی وقتی روشن می شود که تجربه واقعی داشته باشی.

پس قبل از اینکه بگویی “من عاشق این کارم”، یک نسخه کم ریسک از آن را امتحان کن:

  • یک پروژه کوچک

  • یک دوره کوتاه

  • چند ساعت کارآموزی یا همکاری محدود

  • صحبت با چند نفر که واقعا آن کار را انجام می دهند

استعداد و نقاط قوت را چطور پیدا کنیم؟

دنبال این نباش که «بهترین استعداد دنیا» را پیدا کنی. کافی است نقاط قوتت را پیدا کنی و علاقه را روی آنها بنشانی تا از صفر شروع نکنی.

راه های کاربردی:

  • به گذشته برگرد: کجاها معمولا خوب بودی؟ چه کارهایی را سریع تر یاد می گرفتی؟

  • از اطرافیان بازخورد بگیر: دیگران تو را در چه ویژگی هایی ثابت قدم می دانند؟

  • از تست ها استفاده کن، اما نه به عنوان حکم نهایی؛ به عنوان سرنخ

یک نکته مهم: تک بعدی نیستیم. ممکن است چند نقطه قوت داشته باشی. مسئله این است که ببینی کدام ترکیب، هم برایت جذاب است و هم قابل رشد.

بازار کار مهم است، اما تصمیم را از بیرون به درون نساز

بله، بعضی حوزه ها درآمدهای بیشتری دارند. اما دو خطای رایج تصمیم گیری شغلی همین جا اتفاق می افتد:

خطای 1: محدود دیدن گزینه ها

امروز راه های درآمدزایی خیلی متنوع تر از گذشته است. خیلی از شغل ها حتی عنوان ثابت و سنتی ندارند و ترکیبی از مهارت ها هستند. پس قبل از اینکه بگویی “گزینه ندارم”، نگاهت را بازتر کن.

خطای 2: قاطی کردن «نیاز واقعی» با «نقش نمایشی»

گاهی درآمد بیشتر را نمی خواهیم چون نیاز واقعی داریم؛ می خواهیم چون نقش «موفق و پولدار» را کامل تر کنیم. اگر این را تشخیص ندهیم، ممکن است رضایت و معنا قربانی شود.

قاعده عملی:

  • بازار را بررسی کن و دیتا جمع کن

  • اما انتخاب را از “ارزش ها، معنا، توانمندی ها” بساز

  • بعد مدل اجرای آن را با بازار هماهنگ کن (مدل درآمدی، جایگاه، مسیر یادگیری، مهارت های مکمل)

از کجا بفهمم باید تغییر شغل بدهم یا فقط باید بهتر عمل کنم؟

یک مسیر منطقی برای تشخیص:

  1. اول مشخص کن از چی ناراضی هستی (وظیفه؟ محیط؟ معنا؟ رشد؟ درآمد؟)

  2. اگر مسئله مهارت یا اجراست، یک بازه زمانی برای اصلاح بگذار (مثلا ۶ تا ۸ هفته):

    • یادگیری فروش/مذاکره/مهارت فنی

    • تغییر نقش داخل همان سازمان

    • تغییر محیط کاری

  3. اگر با وجود اصلاحات، باز هم “تعلق و معنا” برنمی گردد، احتمال تغییر مسیر جدی تر می شود.

قدم بعد از تصمیم: خراب کردن پل ها همیشه شجاعت نیست

بعضی جمله ها جذاب اند: “پلن B برای ضعیف هاست!”
اما واقعیت این است که همه ما شرایط یکسانی نداریم. برای بعضی ها، پل پشت سر تکیه گاه است و کمک می کند با امنیت جلو بروند. برای بعضی ها، همان پل تبدیل به زنجیر می شود و مانع حرکت.

به جای تصمیم های انفجاری، یک شروع هوشمندانه انتخاب کن:

  • کوچک ترین تجربه های در دسترس را طراحی کن

  • قدم به قدم جلو برو

  • با واقعیت مواجه شو، نه با خیال

نمونه های شروع کم ریسک:

  • خواندن ۲ کتاب معتبر در حوزه جدید

  • یک دوره کوتاه ۱ تا ۳ ماهه

  • پروژه واقعی کوچک

  • کارآموزی یا همکاری پاره وقت

  • ساخت نمونه کار

این تجربه های کوچک، مسیر را روشن می کنند و جلوی هزینه های سنگین اشتباه را می گیرند.

ترس از شروع کنار “ابرقدرت ها” را چطور مدیریت کنیم؟

این ترس طبیعی است: “وقتی آدم های باتجربه هستند، چرا کسی باید من را انتخاب کند؟”

دو واقعیت مهم:

  1. آدم ها فقط مهارت نمی خرند؛ با سبک ارتباط، لحن، تجربه زیسته، نگاه و مدل مسئله حل کردن هم ارتباط می گیرند. هر کسی مخاطب خاص خودش را دارد.

  2. شروع جدید یعنی اولش ضعیف بودن. اگر منتظر پرفکت شدن بمانی، احتمالا هیچ وقت شروع نمی کنی. شروع ناقص کن، یاد بگیر، رشد کن، فاصله را کم کن.

جمع بندی مقاله هنر انتخاب شغل مناسب: نقشه راه تصمیم گیری شغلی

اگر بخواهیم همه نکات را در یک مسیر ساده خلاصه کنیم:

  1. نارضایتی را بشنو و دقیق تعریف کن

  2. صداهای بیرونی را از صدای خودت تفکیک کن

  3. معیارهای واقعی شغل مناسب را مشخص کن: احساس مثبت، فلو، معنا

  4. علاقه و توانمندی را با تجربه های کوچک راستی آزمایی کن

  5. بازار را ببین، اما تصمیم را از درون بساز و اجرا را با بازار هماهنگ کن

  6. با شروع ناقص و قدم های کم ریسک جلو برو

یک تمرین فوری برای همین امروز

به این سه سوال به شکل خیلی ساده جواب بده (حتی در حد چند خط):

  • من الان دقیقاً از چه چیزی ناراضی ام؟ (وظایف، محیط، درآمد، معنا، رشد، رابطه ها…)

  • اگر فقط یک چیز تغییر کند و من راضی تر شوم، آن چیست؟

  • در ۱۲ ماه آینده، کوچک ترین تجربه ای که می توانم برای آزمودن مسیر جدید انجام بدهم چیست؟

سوالات متداول پادکست هنر انتخاب شغل مناسب (با حضور دکتر حدیث مجد)

از کجا بفهمم مشکل از خود شغل است یا از شرایط و مهارت ها؟

اگر با تغییر مهارت ها، تغییر محیط، یا اصلاح سبک کار باز هم “احساس تعلق و معنا” برنمی گردد، احتمالاً مسئله عمیق تر از شرایط است. اینجا همان سوال کلیدی کمک می کند: «چی بشه راضی می شم؟»

اگر از تغییر می ترسم، از کجا شروع کنم؟

با تجربه های کوچک: دوره کوتاه، پروژه محدود، کارآموزی، یا مطالعه هدفمند. هدف: راستی آزمایی، نه تصمیم قطعی فوری.

چطور بفهمم معیارهای من واقعاً مال خودم است؟

هر وقت یک هدف یا تصویر آینده را تصور کردی، بپرس: این خواسته از کجا آمده؟ اگر کسی مرا قضاوت نمی کرد، باز هم همین را می خواستم؟

اگر این پادکست را دوست داشتید، پادکست های زیر را هم بشنوید:

آموزش پیشنهادی

حراج!

دوره خوش بینی آموخته شده

قیمت اصلی: ۲۴۹,۰۰۰تومان بود.قیمت فعلی: ۰تومان.

این پادکست‌ها را هم گوش کنید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *